تبليغاتX
باران
سفراتون بخیر

یه سلام با خبرای خوش.

جاتون خالی ...........

 

 روز سه شنبه مادر شوهر و پدر شوهرم(مامان و بابا) از مکه اومدند با یه عالمه سوغاتی های رنگارنگ

دلتون بسوزه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه......

 

روز سه شنبه ساعت 4 مامان و بابا وارد بجستان شدند وای که دلم براشون چقدر تنگ شده بود. همه سر از پا نمی شناختند مخصوصا عزیز دلم « حسین ».

 

از اون روز تا جمعه شب همگی خونه ی اونا بودیم، میخوردیم و میخوابیدیم و از خاطرات سفرشون لذت   می بردیم. واقعا روزای خیلی خیلی قشنگ و باحالی بود. آرزو میکنم دوباره اون روزا برگردن.

 

خوب دیگه، زیاد وقتتون رو نمیگیرم، برین بشینین بخونین که بوی امتحانا داره میاد........

 

بای تا های.

 

 

نوشته شده توسط مریم در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 ساعت 16:37 | لينک ثابت |