
یه سلام با خبرای خوش.
جاتون خالی ...........![]()
روز سه شنبه مادر شوهر و پدر شوهرم(مامان و بابا) از مکه اومدند با یه عالمه سوغاتی های رنگارنگ
دلتون بسوزه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه......![]()
روز سه شنبه ساعت 4 مامان و بابا وارد بجستان شدند وای که دلم براشون چقدر تنگ شده بود. همه سر از پا نمی شناختند مخصوصا عزیز دلم « حسین ».![]()
از اون روز تا جمعه شب همگی خونه ی اونا بودیم، میخوردیم و میخوابیدیم و از خاطرات سفرشون لذت می بردیم. واقعا روزای خیلی خیلی قشنگ و باحالی بود. آرزو میکنم دوباره اون روزا برگردن.
خوب دیگه، زیاد وقتتون رو نمیگیرم، برین بشینین بخونین که بوی امتحانا داره میاد........![]()
بای تا های.